تبليغاتX
×بــــازم همــــــین جووووری×




















×بــــازم همــــــین جووووری×

 

خب رفتیم تو دیوار ..

من به والیبال خیلی علاقه دارم اما برای گرفتن سرویس روی من حساب نکنید ٬٬ آخه ضربش سنگینه دستم درد میگیره !! :))

نمیدونم چرا فک میکنم والیبال یعنی ساعد و اصلا پنجه نمیزنم ؟!  در ضمن ار اسپک زدن هم خیلی خوشم میاد  خیلی بامزه هست ..

دفاع روی تور هم دیگه آخرشه ٬ اما نمیدونم من چرا می افتم اونور تور؟

 

پ.ن"

بعضیا چقده جیغ جیغو هستن

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 0:37 توسط 03031112| |

 

 

...................

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 14:26 توسط 03031112| |

 

گرچه روشنایی من کم است ولی باز هم گوشه ای از جنگل را روشن می کنم.

 (کمی از داستان رو میذارم .از کتاب الدوز و عروسک سخنگو زنده یاد صمد بهرنگی عاشق این نویسنده و داستاناش هستم مخصوصا داستان "ماهی سیاه کوچولو" یه بار اینجا میذارمش)

----

"چند دقيقه بعد خرگوش از راه رسيد. دو تا برگ نرم و پهن به دندان گرفته بود. آنها را داد به عروسك. وقتي چشمش به كرم افتاد ، سلام كرد و گفت: عجب مجلس دوستانه اي
كرم شب تاب گفت: رفيق خرگوش ، من هميشه مي كوشم مجلس تاريك ديگران را روشن كنم ، جنگل را روشن كنم ، اگر چه بعضي از جانوران مسخره ام مي كنند و مي گويند با يك گل بهار نمي شود. تو بيهوده مي كوشي با نور ناچيزت جنگل تاريك را روشن كني
خرگوش گفت: اين حرف مال قديمي هاست. ما هم مي گوييم هر نوري هر چقدر هم ناچيز باشد ، بالاخره روشنايي است"



بادکنک سبز / GREEN BALLOON

 

پ.ن:

می اندیشم :

می اندیشم به انبوهی از بادکنک های سبز رنگ و به شهری با در و دیوار پوشیده از تیک سبز .. این رویای این روزهای  من است .

badkonak

 

 

نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 15:40 توسط 03031112| |

 

دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
کسی مرا به افتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی است

 

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 0:19 توسط 03031112| |

 

و چه زیباست  وقتی که یک چیز همیشه ثابت باشد ....

 

 

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 0:51 توسط 03031112| |


Design By : Night Skin