×بــــازم همــــــین جووووری×
خب رفتیم تو دیوار .. من به والیبال خیلی علاقه دارم اما برای گرفتن سرویس روی من حساب نکنید ٬٬ آخه ضربش سنگینه دستم درد میگیره !! :)) نمیدونم چرا فک میکنم والیبال یعنی ساعد و اصلا پنجه نمیزنم ؟! در ضمن ار اسپک زدن هم خیلی خوشم میاد دفاع روی تور هم دیگه آخرشه ٬ اما نمیدونم من چرا می افتم اونور تور؟ پ.ن" بعضیا چقده جیغ جیغو هستن گرچه روشنایی من کم است ولی باز هم گوشه ای از جنگل را روشن می کنم. (کمی از داستان رو میذارم .از کتاب الدوز و عروسک سخنگو زنده یاد صمد بهرنگی عاشق این نویسنده و داستاناش هستم مخصوصا داستان "ماهی سیاه کوچولو" یه بار اینجا میذارمش) ---- پ.ن: می اندیشم : می اندیشم به انبوهی از بادکنک های سبز رنگ و به شهری با در و دیوار پوشیده از تیک سبز .. این رویای این روزهای من است . دلم گرفته است و چه زیباست وقتی که یک چیز همیشه ثابت باشد ....
خیلی بامزه هست ..![]()
![]()
![]()
...................


دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
کسی مرا به افتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی است 

| Design By : Night Skin |


