تبليغاتX
×بــــازم همــــــین جووووری× - چرند و پرند!!




















×بــــازم همــــــین جووووری×

 

خیلی وقته که دلم می خواد بشینم و یه چیزی بنویسم . حالا هر چیزی که باشه ...  اتفاقات زیادی افتاده . گاهی وقتا تو مسیر زندگی چیزی مثل تند باد یا حتی سونامی اتفاق می افته و دگرگونی زیادی ایجاد میشه . حالا تو شرایط و موقعیت ها و حتی توی خود آدما

از تغییر کردن آدما وقتی که مجبور میشن خودشونو با موقعیتی وفق  بدن خیلی خوشم نمیاد . اما نمیتونم بگم که همیشه هم چیز بدی باشه ٬

روزهای گرم تابستون در راهند و من اصلا تحمل گرما و پشه ها رو ندارم . نمی دونم چطور بعضی ها می تونن گرما رو دوست داشته باشن !؟

 

- مسافرت به من حسابی خوش گذشت .. نمی دونم خیلی هم بد نیست که آدم جایی ریشه نداشته باشه و حتی دلبستگی .. وقتی سفرم طولانی شد گرچه خیلی خوش میگذشت ولی دلم برای خونه تنگ شده بود و حتی یک شب هم مثل هایدی خواب دیدم که برگشتم  و دارم به همه سوغاتی هاشون رو میدادم . دلم برای دایی اینا تنگ میشه .. عمر با هم بودن ما آدما خیلی کوتاهه . ولی خیلی با ارزش هم هست

- یک عالمه عکس گرفتم و از بین این عکس ها چندتاشون شاهکارن

-چخ ممنون

 

 

نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 22:44 توسط 03031112| |


Design By : Night Skin